|
گلزار ادب گشتوگذار در گلزارادب
| ||
|
(زاده ۶ ربیع الاول ۶۰۴ بلخ -- درگذشته ۵ جمادی الآخر ۶۷۲ قونیه) شاعر عارف موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی برچسبها: مولانا, ادبیات دبیرستان, فارسی یازدهم, علوم وفنون [ دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ ] [ 23:53 ] [ علی باجلان ]
خشک آمد کشتگاه من بر بساطی که بساطی نیست
#نیما_یوشیج موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی، چراغ مطالعه برچسبها: داروگ, نیمایوشیج, شعرمعاصر, فارسی دهم [ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۸ ] [ 22:16 ] [ علی باجلان ]
میخواهم بمیرم ژاک پرهور @golzar_adab موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی، چراغ مطالعه برچسبها: ژاک پره ور, ادبیات جهان, شعرجهان, شعرخوب [ یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۸ ] [ 20:6 ] [ علی باجلان ]
باید کار کرد، اگر نگوییم از سر علاقه، دستکم از سر ناامیدی، زیرا از هر جهت که نگاه کنیم، کار کردن از وقت تلف کردن کمتر ملالآور است. |شارل بودلر| ** دوست دارد یار این آشفتگی |مولانا جلال الدین بلخی| موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی، چراغ مطالعه برچسبها: قرابت معنایی, نگارش, ادبیات, ادبیات کنکور [ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ ] [ 20:17 ] [ علی باجلان ]
🔸اگر همچون نقاشیهای کودکان خانهای بکشیم، درِ آن خانه دو لنگه خواهد داشت. اگر کتاب شعری همچون مثنوی مولوی را هم باز کنیم، اشعار در دو ستون آمده؛ هر یک از این ستونها تداعیگر یکی از لنگههای در است و دو ستون در کنار هم درِ کاملِ خانه را تداعی میکند. 🔸واژۀ مصرع و بیت ممکن است از همین تصویرسازی به وجود آمده باشد، چون «بیت» یعنی خانه و «مصرع» یعنی لنگۀ در. 🔸«قافیه» مشتق از قفو است. قفو به معنای تبعیت و پیروی است. قافیه یعنی پیرو و ازپیرونده، چون قافیهها به تبعیت از یکدیگر میآیند. 🔸«ردیف» در عربی به کسی گفته میشود که در پسِ سوار یا ترکِ سوار مینشیند. درواقع «قافیه» از پی میآید و ردیف هم در ترک او سوار است. موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی، نکات جالب ادبی برچسبها: علوم و فنون ادبی, ادبیات, فارسی دهم, فارسی یازدهم [ سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ ] [ 20:13 ] [ علی باجلان ]
اتیمولوژی یا ریشهشناسی عبارت است از پیجویی قدیمترین معنای ریشه واژگان و کشف دلالت لغوی لفظ با تکیه بر قدیمترین اطلاعات بر جای مانده.
🍁 معنی شناسی چند واژه عامیانه 🔸 زپرتی: 🔸هشلهف: 🔸چُسان فسان: 🔸شِرّ و وِر:* 🔸اسکناس: 🔸فَکسنی: 🔸نُخاله: 🔸آكبند: «uk band» موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی برچسبها: ریشه شناسی, واژگان, ادبیات, تاریخ [ چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 20:36 ] [ علی باجلان ]
سیدمحمدعلی جمالزاده در بیستوسوم دیماه ۱۲۷۰ در اصفهان به دنیا آمد.
او نخستین مجموعهداستانهای کوتاه ایرانی را با عنوان «یکی بود و یکی نبود» در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در برلین منتشر کرد. متنی کوتاه از جمالزاده : محمدعلی جمالزاده - از «قصّه نویسی»، نشر سخن، ۹۶۴ - ۶۹۶۱ - ۰۰ - ۲، ص ۲۴ و ۲۵ موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی برچسبها: محمدعلی جمالزاده, داستان, نویسنده, قصه [ چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 20:32 ] [ علی باجلان ]
دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم . همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟ خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند. برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی برچسبها: ادبیات, خواندنی, نگارش, انشا [ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 22:11 ] [ علی باجلان ]
🌀آبشار
آبشار مرکب است از آب + – شار (از شاریدن به معنی جاری شدن و ریختن). شاریدن از مصدرهای عتیقهی فارسی است که فسیل آن را از دوران مزوزوئیک یافتهاند. این « – شار» را در واژهی سرشار (لبریز) هم داریم؛ یعنی چیزی که پر میشود و مایع از لبههایش بیرون میریزد. معادل انگلیسی آبشار waterfall است؛ یعنی جایی که آّّب فرومیریزد. موضوعات مرتبط: خواندنی های ادبی برچسبها: ادبیات, نگارش, اصطلاحات, فرهنگ ادامه مطلب [ یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ ] [ 15:19 ] [ علی باجلان ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||